تحمل ابهام
تحمل ابهام چیست ؟
اهمیت تحمل ابهام در دنیای پراز ابهام
چرا تحمل ابهام نداریم؟
فواید ابهام
رابطه عدم قطعیت و ابهام
زوایای دیده نشده ای از تحمل ابهام
اهمیت تحمل ابهام در مسیر خودشناسی
راهکارهایی برای افزایش تحمل ابهام
تست سنجش میزان تحمل ابهام
تحمل ابهام چیست ؟
آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که یکی از عزیزانتان برای عملی سخت به اتاق عمل برود و دکترها گفته باشند که فقط دعا کنید؟ آن حالتی که در حین عمل جراحی، شما به عنوان خانواده وی دارید، دقیقا حالت ابهام است، یعنی حالتی که دقیقا نمیدانید، عزیز شما از اتاق عمل چگونه بیرون می آید؟ آیا عمل جراحی او موفقیت آمیز خواهد بود یا خیر؟ واقعا هم بودن در این ابهام طاقت فرسا شرایط سختی است و باید اعتراف کرد که در این مواقع ثانیه ها به کندی میگذرند.
یاد دوران دبیرستان خودم میفتم، وقتی که معلم عربی وارد کلاس میشد و تخته را پر میکرد از عبارات عربی و تجزیه و ترکیب های طولانی در حالی که من متوجه آنها نمیشدم و حین درس دائما احساس کلافگی داشتم. چرا؟ چون آن درس برایم مبهم بود. یعنی هرچی تلاش میکردم که ارتباط بین مفاهیم تدریس شده را پیدا کنم، موفق نمیشدم و نمیتوانستم یک دسته بندی و طبقه بندی خوب از مباحث در ذهنم داشته باشم. البته همین باعث شد در دوران تدریسم در آکادمی راهی نو، اول هر کلاس یک طبقه بندی و دسته بندی از مباحث ارائه بدم.
یا مثلا در بازار بورس، سهامی را خریداری کرده اید و از لحاظ تکنیکالی سهم به اصطلاح صعودی است ولی ناگهان متوجه میشید در سهام شما صف فروش تشکیل میشود که حتی فروش سهام را هم با مشکل روبرو میکند و شما در این حالت میمانید که با این وضع چکار کنید؟ آیا سهم را همینطور نگه دارید تا بعد از افت کامل مجددا صعودی شود و یا در اولین فرصت سهام را بفروشید و با ضرر قابل توجهی سهم را ترک کنید؟ این حالت دقیقا همان اتفاق سال 1399 سقوط تاریخی بورس ایران بود که نمونه بارزی از ابهام بود و اکثر مردم ایران این ابهام را درک کردند.
اهمیت تحمل ابهام در دنیای پراز ابهام
به طور کلی در دنیایی زندگی میکنیم که آمیخته با ابهامات است. برخی ابهام را از پدیده های نوظهور دنیای جدید میدانند، این که در دنیای جدید ابهام بیشتر شده است را قبول میکنیم اما اگر بگوییم در دنیای قدیم ابهام نبوده است، سخن دقیقی نگفته ایم. ابهام ذات دنیاست و قدیم و جدید هم ندارد.
ابهام یعنی شرایطی که در آن به نوعی عدم قطعیت وجود دارد. شرایطی که در آن همه مولفه ها، برای ارائه یک نظر محکم و قطعی وجود ندارند، یا حداقل در آن لحظه وجود ندارد. تحمل ابهام یکی از مهارت های نرم فوق العاده مهم در مسیر زندگی است که با وجود آن میتوان با وجود نقص ها، ناکاملی ها، شرایط مه آلود و مبهم حرکت کرد. به عبارت ساده تر تحمل ابهام، مهارت حرکت در شرایط مه آلود است.
لغت نامه دهخدا، ابهام را پوشیدگی، مجهول بودن، پیچیدگی و تاریکی تعریف کرده است. ابهام را نباید با احتمال اشتباه گرفت، در ابهام هیچ مولفه ای برای ارائه نظر وجود ندارد و در شرایط ابهام تقریبا انسان مجبور به سکوت میشود، ولی در احتمال میتوان براساس روندها ی گذشته و برخی مولفه های موجود حدس و گمان هایی داشت. مثلا در همان مثال ابتدایی که فرد عمل سنگینی داشت، اگر عمل او به صورتی باشد که براساس شاخصه های بدنی بیمار و مشخصات آن بیماری، بتوان حدس هایی زد و احتمالی برای موفقیت در عمل را مشخص کرد ولو 50 50، اینجا بحث احتمال است. اما گاهی شرایط بیمار و نوع عمل جراحی وی به صورتی است که گروه پزشکی هیچ نظری نمی توانند ارائه دهند چه مثبت و چه منفی، گویی در یک شر ایط کاملا تاریک باید جلو رفت، یعنی اگر بیمار عمل نشود و عمل بشود معلوم نیست که کدام حالت دقیقا بهتر خواهد بود.
ابهام شرایطی است که در آن، نه میتوانیم بفهمیم مسیر چیست، به کدام سمت میرویم و پشت سر ما چیست، آیا از این وضع بیرون می آییم یا خیر؟ این دقیقا توصیفی از حال ابهام است. دقیقا مثل حالتی که با ماشین در مسیری مه آلود دارید حرکت میکنید، فقط همان یک متر جلوی خودتان را میبینید و هیچ اطلاعی از بقیه مسیر ندارید.
چرا تحمل ابهام نداریم؟
یکی از ریشه های نداشتن تحمل ابهام در زندگی، نوع تربیت ما در دوران کودکی است. معمولا والدینی که اجازه بروز و ظهور کافی به فرزند خود نمیدهند و مرز گذاری و کنترلگری زیادی روی وی دارند، فرزند خود را کامل گرا تربیت میکنند. کامل گراها به همه چیز کاملا خطی و غیرمنعطف و یک بعدی نگاه میکنند. این تربیت باعث میشود در مقاطع بزرگسالی این افراد اصلا توانایی تحمل ابهام را نداشته باشند و همه چیز را واضح، روشن و قطعی بخواهند. این افراد در بحران ها، بسیار شکننده و غیر منعطف میشوند و بیشترین آسیب ها را میبینند.
یکی دیگر از دلایل عدم تحمل ابهام، خاصیت مغز انسان است که تمایل ندارد براساس روند تکاملی خود انرژی زیاد مصرف کند و این کار با وظیفه اصلی او که بقاء است تناسب ندارد، به همکین دلیل همواره در مقابل تغییر بیشترین مقاومت را دارد و دوست دارد با یک قاعده کلی و روشن برای هرچیزی نسخه ای تجویز کند. مغز در این شرایط، تمام توان خود را بکار می گیرد تا حل مساله کند و شرایط را به صورت پایدار تبدیل کند.
عمدتا افرادی که قدرت تحمل ابهام ندارند، ویژگی های مشترکی دارند که در ذیل اشاره میکنیم:
آنها تمایل دارند همه چیز را دسته بندی کنند، تا چیزی کامل نشده حرکت را شروع نکنند، نسبت به شرایط نو و امکانات جدید یک عدم گشودگی و مقاومت دارند، این ممکن است بخاطر زیرساختهای شخصیتی این افراد باشد، از سایر ویژگی ها میتوان به قدرت ریسک پایین، اضطراب زیاد، تفکر دگمی و صفر و صدی، ترس، استبداد و زورگویی و تعصب نام برد.
زوایای دیده نشده ای از تحمل ابهام
مفهومی به نام ایمان در فضایی به نام ابهام امکان طرح دارد. برای توضیح بیشتر باید گفت آنجا که ما همه چیز را با جزئیات و لحاظ کردن تمام مولفه ها شفاف میکنیم، در اینجا ایمان امکان طرح ندارد. ایمان همواره درجایی مطرح میشود که حداقلی از ابهام وجود داشته باشد. مثلا در بحث ایمان به خدا ما بر اساس اصول و استدلال های محکم عقلی میدانیم خدایی وجود دارد، حالا که موجودیت این خدا را پذیرفته ایم، همین خدا ما را امر به کارهایی میکند که با ابهام همراه هست. مثلا در تعالیم دینی خداوند میفرماید اگر میخواهید پول و درآمدتان زیاد شود، صدقه و بخشش را بیشتر کنید. حالا در نظر بگیرید یک آدمی که درآمد خاصی ندارد، اگر بخواهد به این توصیه عمل کند، چقدر برای او ابهام بوجود می آید. تازه در این جا هست که میزان ایمان به همان خدایی که عقلا او را پذیرفته روشن میشود. این ابهام کیفیت ایمان به خدایی که او وجود او را پذیرفته است محک میزند.
یا مثلا در قرآن آمده است که اگر کسی تقوای الهی را رعایت کند، خداوند از جایی که گمان نمی کند برای او روزی خواهد فرستاد، ممکن است ما دنبال چگونگی این امر باشیم، اما تمام ابهام این مساله که خداوند روشن نکرده از کجا این روزی میرسد، بخاطر این است که میزان ایمان ما به خداوند مشخص شود.
عمده انسانها روی مساله ابهام مشکل دارند و نمیتوانند با ابهام حرکت کنند. ما در فضای ابهام رشد میکنیم، چون ابهام مشخص میکند که قدرت روحی، باطنی و شهودی ما یا به اصطلاح، ایمانمان چقدر است. آنجا که کاملا “دو دوتا چهارتایی” حرکت کنیم خیلی رشدی هم نمی کنیم. یکی از دلایل این که کارمندی در دنیا با استقبال زیادی مواجه میشود، همین نبود ابهام است، چون تقریبا در فضای کارمندی خیلی از چیزها روشن و مشخص یا به اصطلاح روتین است، حال آنکه در کارآفرینی مولفه های مبهم بسیاری وجود دارد که یک کارآفرین باید با آن مواجه شود.
حضرت علی علیه السلام در طولانی ترین خطبه نهج البلاغه به نام خطبه قاصعه(خطبه198) میفرمایند اگر خدا میخواست، انبیا رو جوری قرار میداد که همه بشریت در مقابل آنها تواضع کنند و تسلیم او شوند یعنی برای آدم نوری قرار میداد که روشنی اش دیده ها را برباید و یا از ماده خوشبویی او را خلق میکرد که بوی خوش آن نفس ها را بگیرد، اما خداوند میخواهد شما را آزمایش کند که چه کسانی واقعا خاضع و مطیع اوامر الهی هستند، بخاطر همین ساختار آزمایش را مبهم قرار داده است. یعنی در تمام آزمایشات الهی ابهام وجود دارد؛ حضرت علی علیه السلام در ادامه خطبه میفرمایند: “ان الله یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون اصله” خداوند از چیزی آزمایش میگیرد که به اصل آن جهل دارید. مثلا در ماجرای آزمایش همه انبیای الهی، مخصوصا حضرت ابراهیم(ع) و ذبح فرزند عزیزش حضرت اسماعیل(ع)، ما این ابهام و تسلیم بودن را دقیقا میبینیم.
فرض بگیرید معلمی به دانش آموزان بگوید از این کتاب 200 صفحه ای من فقط از صفحه 50 سوال میدهم؛ او با این کار ابهام را از امتحان حذف کرد. آیا این کار با اساس و فلسفه امتحان تناقض ندارد؛ ئ آیا موفقیت در این آزمون رشد خاصی به همراه دارد و قابل ستایش است؟ در حالیکه اگر از کل 200 صفحه آزمون گرفته میشد و ابهام بوجود می آمد که از چه بخش هایی سوال می آید این جا تازه آزمون معنای واقعی خودش را پیدا میکند، و نفرات برتر شایسته ستایش کردن و تقدیر خواهند شد.
بنابراین همانطور که مشاهده فرمودید جایگاه ابهام در امور معنوی جایگاهی بسیار مهم و غیرقابل اجتناب است لذا بهتر است در امورات معنوی خود جایی برای ابهام باز کنیم.
فواید ابهام
در هیچ کجا به اثبات نرسیده است که یک زندگی پربرکت، شاد و غنی نمی تواند در بستر ابهام وجود داشته باشد. همانطور که بالاتر ذکر کردیم در مقولات معنوی، ابهام باعث شکل گیری مفهومی به نام ایمان میشود، همچنین ابهام باعث افزایش قدرت روحی و شهودی انسان میشود. از دیگر فواید ابهام میتوان به انگیزه و امید دادن به انسان اشاره کرد، فرض بگیرید مثلا شما عدد سالهای عمر خود را دقیقا بدانید و بدانید دقیقا در چه تاریخی و با چه کیفیتی از دنیا خواهید رفت؟ آیا این به نفع انسان است و یا انسان را دچار دل مردگی و بی انگیزگی میکند؟ قطعا مبهم بودن باعث انگیزه بخشی در برخی امور به انسان میشود. در امور روزمره و کسب و کار و روابط عاطفی هم ابهامات بسیاری وجود دارد و بودن این ابهامات، قدرت خلاقیت انسان را افزایش داه و باعث میشود فرد به کمک این پتانسیل برای بهبود زندگی خود دائما تلاش کند، اما اگر هیچ ابهامی نبود، خلاقیتی هم نبود. در نتیجه اطلاع یافتن از خیلی از امورات فقط کار ما را سختتر خواهد کرد، پس بهتر است در زندگی برخی امور را سربه مهر و رازآلود بگذاریم باشد.
رابطه عدم قطعیت و ابهام
در فضای مدیریتی مفهومی به نام مخروط عدم قطعیت وجود دارد که کمک میکند در فضای ابهام راحت تر حرکت کنیم. در این مخروط چیزهایی که میدانید رخ میدهد، چیزهایی که ممکن است رخ بدهند و چیزهایی که فکرش را هم نمیکنید، اما ممکن است رخ بدهند، همه در نظر گرفته شده اند. برای در نظر گرفتن همه این ابهام ها، مدیران پروژه از مخروطی به نام مخروط عدم قطعیت استفاده میکنند که همه این حالات را در خود دارد. در این حالت در ابتدای امر که اطلاعاتی از مساله مورد ابهام نداریم، یک بازه یک چهارم و چهاربرابر در نظر میگیریم و با همین بازه جلو میرویم و هرچه جلوتر رفتیم و ابهام کاسته شد، این بازه کاهش پیدا میکند و تخمین دقیق تری از مساله خواهیم زد.
فرض بگیرید میخواهید در جاده ای شروع به حرکت کنید و زمان دقیقی از رسیدن به مقصد ندارید اما حدودا یک تایم 2 ساعته را حدس میزنید. این مخروط به ما می گوید این بازه 2ساعته را به دو بخش یک چهارم یعنی حدود نیم ساعت تا چهار برابر یعنی حدود 8 ساعت تقسیم کنیم. این بازه حداقل و حداکثر زمان ما برای رسیدن به آن مقصد است. با مخروط عدم قطعیت شاید بتوان در شرایط ابهام کمی بهتر حرکت کرد.
اهمیت تحمل ابهام در مسیر خودشناسی
یکی از جاهایی که بسیار به مهارت تحمل ابهام نیاز پیدا میکنیم، در فضای خودشناسی است. وجود ابهام در فضای خودشناسی، امری بسیار مفید است. در سیر تاریخی تمدن غرب در راستای شناخت انسان، به مرور هرچه از یونان به سمت دوران جدید فاصله میگیریم، بیشتر شاهد ابهام گریزی و ابهام ستیزی هستیم. دنیای جدید همه چیز را قطعی، خطی و دقیق میخواهد. در دنیای بعد از رنسانس جهان به سمت خودمحوری و انسان محوری و به عبارت دقیق تر سوبژکتیویسم حرکت کرد. سوبژکتیویسم یعنی هرچیزی را که من با عقل خودم بتوانم بفهمم و بصورت علت و معلولی دربیاورم، برایم قابل درک و پذیرش است. این امر باعث شد مقوله تقدس از غرب رخت بربندد. راز یکی از تجربه های جذاب ارتباط مخلوق با خالق است. این راز کاملا رشد دهنده و تعالی بخش است. راز شفافیتی در دل و ابهامی در ذهن دارد. در دوره یونان برای مقوله ابهام و راز و آسمان سهمی برای انسان در نظر گرفته میشد ولی در دوره جدید خودشناسی معطوف شد به عقل بشری و این هم به تدریج خلاصه شد در روان انسانی و نهایتا امروز خودشناسی در راستای ابهام گریزی رسیده به فعل و انفعالات نورونی مغز یعنی همان علوم اعصاب، و این نهایت ابهام گریز ی در خودشناسی است.
خانم سوزان جفرز نویسنده کتاب ابهام را در آغوش بگیر، سه حقیقت را درباره تحمل ابهام مهم میداند:
- تنها تضمین زندگی این است که زندگی هیچ تضمینی ندارد.
- به محض آنکه تسلیم این حقیقت شدید که نمی توانید ابهامات زندگی را کنترل کنید، در نهایت میتوانید نفس راحتی بکشید.
- پذیرش عمیق زندگی بدون تضمین، موجب گشوده شدن درهای زندگی می شود .
راهکارهایی برای افزایش تحمل ابهام
- پذیرش عدم قطعیت به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار در زندگی و تعطیل کردن عقل کل بودن؛ دائما این جمله را در ابهامات با خود تکرار کنید که “من همه چیز را نمیدانم”.
- تمرکز روی دایره کنترل و چیزهایی که تغییر آن در دست خودمان است؛ در مواقع ابهام تمرکز خود را فقط به روی دایره کنترل بگذاریم، زیرا ماندن روی دایره نگرانی یعنی چیزهایی که تغییر آن در دست ما نیست فقط موجب غم و اندوه میشود.
- به جای امیدداشتن به چیزی، کنجکاوی را تمرین کنید؛ امید اگر از بین برود موجب ناراحتی خواهد شد ولی کنجکاوی منجر به ناراحتی نخواهد شد، زیرا امیدی نیست که بخواهد ناامید شود. یعنی به جای اینکه بگویید، من امیدوارم 15 کیلو لاغر کنم، بگویید من کنجکاوم که 15 کیلو لاغرتر شوم.
- در مواقع ابهام، تحلیلگری را کنار بگذارید؛ چون در هنگام تحلیل، به دلیل نبودن اطلاعات درست دچار سرگشتگی و ناامیدی میشویم. به جای تحلیلگری، به ندای درون که در این مواقع، بسیار قدرتمند تر از ذهن منطقی ما کار میکند، توجه کنید.
- در شرایط ابهام، از ذهن منطقی خودتان خارج شوید و آنرا با مغز عاطفی و ناحیه غیرمنطقی خود پیگیری نمایید، مغز عاطفی قدرت تطابق پذیری زیادتری با شرایط ابهام دارد.
- بکار بردن واژه احتمالا در انتهای جملات؛ امروز به پیاده روی میروم …احتمالا
- انعطاف پذیری را تمرین کنید؛ اگر روی انجام کارها به شیوه ای خاص تعصب دارید، باید تعصب را کنار گذاشته و بدانید که با این تعصب، فرصت ها و راههای گشوده پیش رویتان را نخواهید دید پس تعصب را کنار گذاشته و انعطاف پذیری و جاری بودن را تجربه کنید.
- زندگی در زمان حال را تمرین کنید؛ چون اکثر وسوسه های عدم تحمل ابهام در بازه زمانی غیر از زمان اکنون است، پس سعی کنید در لحظه اکنون که عاری از هرگونه تنش و هیجان است، باقی بمانید و فقط نظاره گر پدیده ها باشد.
- ارزش به تعویق انداختن را بیاموزید؛ زمانی که دقیقا نمی دانید چه باید یکنید، خردمندانه هیچ کاری انجام ندهید و فقط باصبوری در مسیر باقی بمانید.
- به چالش کشیدن نیاز خود به اطمینان؛ برای تمرین تحمل ابهام گاهی اوقات چیزهایی که دسترسی به جواب آن برایتان راحت است را عمدا از خود دور کنید؛ مثلا معمایی را بخوانید ولی جواب آن را زود نبینید؛ یا درباره چیزهای که سوال دارید زود پرسش نکنید و اجازه دهید این کنجکاوی درونتان بیشتر بماند.
- اعتقاد به قسمت و روزی؛ این را دائما در نظر داشته باشید که اگر این مساله به خیر و صلاح من باشد، حتما روزی من خواهد شد و اگر در راستای خیر و صلاحم نباشد، به آن نخواهم رسید.
- افزایش توکل به خدا؛ یعنی خداوند را به عنوان یک حقیقت مطلق که آگاه به همه امور است و چیزی در نزد او مجهول و پوشیده نیست، وکیل خود میکنید و این احساس نگرانی و ترس را به او میدهید و به جایش از او، امنیت و آرامش میگیرد، این معنای توکل است.
- دعا کردن را امتحان کنید؛ تاثیرات شفا بخش دعا حتی برای آنها که به وجود خداوند هم ایمان ندارند در چندین مطالعه علمی به اثبات رسیده است.
- داشتن معنایی برای زندگی که در مواقع ابهام بتوانید به ایشان نگاه کنید و از ملالت و رنج ابهام بکاهید.
- تمرین نگاه عارفانه این نیز بگذرد ؛ یعنی هرموقع دچار ابهام شدید، بگویید “این نیز بگذرد” و این حالت همیشگی نیست.
- داشتن یک لایف کوچ یا مربی زندگی؛ در مواقع ابهام، یک مربی زندگی میتواند با تقویت سرمایه های درونی شما و تمرکز روی اهداف و نقاط قوت تاب آوری شما را افزایش داده و به افزایش کیفیت زندگی شما کمک کند.
تست سنجش میزان تحمل ابهام
در انتها برای اینکه قدرت تحمل ابهام خود را محک بزنید از شما دعوت می کنیم، پرسشنامه ی زیر را خوانده و به هر گزینه از ۱ تا ۷ امتیاز بدهید. عدد یک یعنی «کاملاْ مخالف» و عدد هفت یعنی «کاملاْ موافق»
- متخصصي كه پاسخ مشخصي براي مسائل حيطه ي تخصصي خود ندارد، احتمالاً كم سواد است.
- دوست دارم براي مدتي خارج از كشور زندگي كنم.
- مشكلي وجود ندارد كه نتوان آن را حل نمود.
- كساني كه زندگي خود را مطابق با برنامه تنظيم مي كنند، احتمالاً بسياري از لذتهاي زندگي را از دست مي دهند.
- شغل خوب آن است كه نوع كار و نحوه ي انجام آن همواره واضح باشد.
- حل مشكل پيچيده، از حل مشكل ساده لذت بخش تر است.
- با حل مشكلات كوچك و ساده، در بلند مدت، مي توان مشكلات پيچيده و بزرگ را به روش هاي كاراتر حل نمود.
- اغلب افراد جالب و چالشي، متفاوت بودن و منحصر به فرد بودن را عيب نمي دانند.
- هميشه چيزهاي عادي بر چيزهاي ناآشنا برتري دارند.
- افرادي كه بر پاسخ آري يا نه اصرار مي ورزند، نمي دانند كه مسائل واقعاً چقدر پيچيده اند.
- براي كسي كه يك زندگي عادي دارد، چند واقعه غيرمنتظره شادي آفرين خواهد بود.
- بسياري از تصميمات مهم ما، براساس اطلاعات ناكافي اتخاذ مي گردد.
- من از مهماني هايي كه در آن غالب حضار را بشناسم بيشتر خوشم مي آيد تا ميهماني هايي كه در آن بسياري از ميهمانان يا تمامي آنها برايم غريبه اند.
- معلمين و استاداني كه تكاليف مبهم مي دهند، از اين طريق، فرصتي براي ابتكار عمل در من بوجود مي آورند.
- هر چه زودتر ارزش هاي مشترك و متعالي پيدا كنيم، بهتر است.
- معلم خوب كسي است كه نحوه نگرش شما نسبت به مسائل را تغيير دهد.
هر چه امتیاز شما بیشتر باشد، به این معنا است که از توان تحمل ابهام کمتری برخوردار هستید. پرسشنامه ی فوق استاندارد بوده و در سال ۱۹۸۲ توسط “بارنر” طراحی شده است.







8099
5427
6223
6326
2zqbon